السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
152
تحرير الوسيله ( فارسى )
كه ملك كسى است ، پس به صاحبش در صورتى كه بشناسد بايد رد نمايد و اگر نشناسد لقطه مىباشد . و اما اگر دو بالش در اختيار باشد و چيده نشده باشد ، با شكار آن ، مالكش مىشود مگر اينكه مالك معلومى داشته باشد كه در اين صورت واجب است به او برگرداند . و در جايى كه معلوم باشد كه مالك دارد - و لو از جهت اينكه آثار يد در آن موجود است - و او را نشناسد ، احتياط ( واجب ) آن است كه مانند غير پرنده با آن معاملهء لقطه نمايد . مسأله 22 - اگر برجى جهت لانه كردن كبوتر ، بسازد و كبوتر در آن لانه كند ، مالك آن نمىشود ، خصوصاً اگر منظورش مثلًا حيازت فضلهء آن باشد ، پس براى ديگرى جايز است كه آن را شكار نمايد و آنچه را كه شكار كند مالك مىشود ، بلكه اگر كبوتر را از برج بگيرد مالكش مىشود ؛ اگر چه از جهت دخول در آن بدون اذن صاحبش ، گناه كرده است . و همچنين است اگر پرنده در چاه مملوك و مانند آن ، لانه بگذارد ، كه مالك چاه ، آن را مالك نمىشود . مسأله 23 - در مالك شدن زنبورى كه مملوك نيست ، ظاهراً گرفتن ملكهء آنها كفايت مىكند ؛ پس اگر كسى ملكهء آنها را مثلًا از كوهها بگيرد و بر آن تسلط يابد ، ملكه و همهء زنبورهايى را كه تابع او هستند - كه با حركت او حركت مىكنند و با توقف او متوقف مىشوند و با دخول او به كندو و خروج او از آن ، داخل و خارج مىشوند - مالك مىشود . مسأله 24 - تذكيهء ماهى يا با بيرون آوردن آن به طور زنده از آب است يا با گرفتن آن بعد از بيرون آمدن از آب و قبل از مردنش ؛ چه اين كار با دست يا به وسيلهاى مانند تور و مثل آن باشد ؛ پس اگر ماهى به كنارهء رود بپرد يا دريا آن را به ساحل پرت كند يا آبى كه در آن است پايين بنشيند و كسى آن را قبل از مردن بگيرد حلال مىباشد . و اگر قبل از آنكه آن را بگيرد بميرد ، حرام مىشود اگر چه بنابر اقوى در حالى كه زنده است به آن برسد و آن را ببيند . مسأله 25 - در تذكيهء ماهى در وقت بيرون آوردن آن از آب يا در وقت گرفتن آن بعد از خروج آن از آب ، تسميه شرط نيست ، چنان كه اسلام در شكار كنندهء آن معتبر نيست ؛ پس